تبليغاتX
Untitled Document جووني به سبك فرشيد
Image and video hosting by
 TinyPic " width="725" height="770">
 

فرشید در جشنواره تابستانی ایرانسل

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 14:30 توسط نينا

 

سلام من برگشتم یهووووووووووووووووووووووووووووووووووو ولی دارم میرم بای بای!!!!!

 

دوران کودکی:5سالم که بود عمم که صدابرداره بردم تو رادیو و شعر خوندم از محیط اونجا خوشم اومد و

 

تو دلم گفتم کاش وقتی بزرگ شدم برم اونجا و کار کنم!

 

چند سال بعد توی تاکسی زرد در به داغون: داستانشو که همتون میدونین دیگه با فرشید منافی و رادیو

 

جوان آشنا شدم ! روزیکه روی خط جوونی در فرهنگسرای بانو با منو طرفداراش خداحافظی کرد دلم بد

 

جوری گرفت.چند ماه بعد توی اینترنت سرچ میکردم یه وبلاگ پیدا کردم به اسم با فرشید منافی جوانی

 

کنیم خیلی خوشم اومد 

چندین ماه بعد توی اردیبهشت: پنجشنبه شبی بود و من نشسته بودم تا ببینم مهمون شب شیشه ای کیه

 

و با شنیدن اسم فرشید منافی از دهان رضا رشید پور تاارتفاع زیادی پریدم ناگفته نماند که اس ام

 

اس های بسیاری از اقسانقاط تهران برام فرستاده شد که نینا شب شیشه ای رو ببین فرشید منافی

 

اومده همین جا بود که فهمیدم فرشید کلی طرفدار داره و فکر درست کردن یه محیط برای جمع کردن

 

این طرفدارا دور هم در سرم جرقه زد!

 

روز 20 خرداد: وبلاگ جوونی به سبک فرشید برای طرفدارای فرشید منافی توسط من یعنی نینا

 

محمدی درست شد تا دور هم جوونی و عشق حال کنیم!

 

از لا به لای پست های وبلاگ: 

مصاحبه فرشید منافی با علی منافی  

مصاحبه با فرشید منافی (زیر آفتاب)

مصاحبه با فرشید منافی(جوونی آزاد)

تولد پدیده ای از نوع عدیده مبارک!

شب خاطره صدا با فرشید منافی!

فرشید به خواب زمستانی میرود!

تبریک ویژه به فرشید منافی که در نظر سنجی اول شد!

با فرشید منافی از فروردین 86 تا اسفند.

-

اولین کامنت رو هم آقای حسینی (یک شنونده) برای وبلاگ گذاشتن.از طریق این وبلاگ با خیلیا آشنا

 

شدم مثه پردیس ترابی_انوشه میر مجلسی_فرزانه ناظری_بهاره بهزادی که کلی خاطره با هم داریم

 

مخصوصا اون دعوا_محبوبه(دوست بهاره)_نرگس یگانه_فاطمه دهداران_عسل_سینا هنر

 

بخش_نگار_مریم _علی_صدف_فرشید_زهرا_  سارا_پیام_مونا_ارکیده_امید_ستاره_راشین_3

 

نقطه_خاله الهه_وحید_نیلوفر_مهسا_مهتا_سها_ علیرضا_گل یاس از شیراز_آویسا_مرجان_ابو

 

امیر_محدثه_محمد غفوریان_باران_شریف_فائقه_زهره_حسین_سعید_رویا_الهام_انسیه_فاطمه

 

گودرزی و ..........................................................................................................................................

نمیدونم این وبلاگ تونست محیط خوبی واسه طرفدارای فرشید باشه یا نه؟ ولی به هر حال امروز روزه

 

تولدشه و 1 ساله شده شاید من به آرزوی دوران کودکیم نرسیده باشم ولی حداقل یه وبلاگ واسه یکی

 

از بهترین گوینده های رادیو درست کردم!

 

حالا که لطف کردی و اومدی اینجا به این چند سوالم جواب بده بعد برو:

 

1 .بزرگترین انتقادی که میشه راجع به وبلاگ بگی رو بگو!

2. بزرگترین انتقادی که میشه راجع به نینا بگی رو بگو!

3 .بدترین پست و بهترین پست(البته اگه داشته)رو انتخاب کن!

4. حالا بنظرت من برم یا نه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

 

farshid

 

 

 نمیدونم چرا یاده اولین مصاحبه ای که از فرشید خوندم افتادم اونم با دسته شکسته!!!حالا که دارم

 

میرم میزارمش اینجا شاید واسه شما هم خاطره انگیز باشه (در ادامه مطلب)

بهانه برای گفتگو با 

 

قربون همتون بای بای ما رفتیم

  

    خدا حافظی گریه در یک غروبه خداحافظی رنگ دشت جنوبه خداحافظی غم توی کوله باره خداحافظی نالۀ قطاره یه خط یادگاری رو دیوار نوشتم دلو جا گذاشتم ، بریدم گذشتم دوتا قطرۀ اشک روشیشه حیرون یکی گریۀ من، یکی مال بارون چه غمگینه جاده، چه بی رحمه رفتن جدامی شم ازتو، جدامیشی ازمن یه قلب مسافر، یه مرغ مهاجر با یه دفتر ازخاطرات قدیمی جدا میشه از لحظه های صمیمی

 

سعی کردم یک سال به سبک فرشید باهاتون جوونی کنم.

 

برم یا بمونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 10:34 توسط نينا |

 

شب خاطره صدا که الان واقعا دیگه خاطره شده با گذشت زمان به روایت عکسای من!!!!

 

عکسای خودم خوشگل تره ولی سخته حوصله ندارم آپلود کنم خب ولی ۲۰ خرداد را فرموش نکنید!!!!

سالگرد تاسيس راديو   جوان در «شب

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:45 توسط نينا |

سلام من برگشتم یهوووووووووووووووووووووووووووو

ولی زود میخوام برم فقط اومدم که بگم منم هستم همین ولی کلی کار دارم اصلا یه وعضی!!!!!!!

برام دعا کنین لطفا

پست خردادو از دست ندین که بعد از مدتهای عدیده میخواییم بترکونیم

قربون همتوووووووون

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 19:58 توسط نينا |

 

./ به نام او ... !

سلام من برگشتم یهووووووووووووووووووو

چه خبرا چه میکنین تو این سال جدیدی؟میدونم که این پست یه جورایی بیاته ولی خب چی کار کنم نبودم دیگه تازه از مسافرت برگشتم حالا شما به تازگی خودتون ببخشین!

آما براتون بگم از شب خاطره  صدا توی سالن بسیار بزرگ بتهوون.من زودتر از ساعت 7 رفته بودم یعنی ساعت 5 اونجا بودم و رفتم تو دیدم لاله اکبری داره برنامه هزار پنجره رو اجرا میکنه نشستم ردیف 3بعد از هزار پنجره از گروه جوان و ورزش اومدن افشین حسین خانی و آقای صادقی و امیر حسین بابازاده و اینا اومده بودن یکم راجع به هقت شنبه صحبت کردن بعد گفتن از سالن برین بیرون میخواییم برای برنامه بعدی دکور بچینیم!فکرشو بکن!!!!

ما هم مثله بچه های خوب اومدیم بیرون اتفاقا پردیسو دیدم بعدش یکم اونور تر سحرو دیدم.

حدودا 20 دققیه بعد

در حال له شدن بودیم که در سالن باز شد و همه به صورت کاملا ... همدیگرو هل میدادن و میرفتن نکته جالب اینجا بود که من خودم رفته بودم تو ولی دستم مونده بود بیرون و همین باعث شد که دستم در بره لازم به ذکر است که از ردیف 3 به ردیف آخر کوچ کردیم و مراسم شروع شد:

اولین جایزه رو سعید پور محمودی برای بیشترین تاخیر در رسیدن به برنامه زنده کسب کرد و روی سن اومد و گفت نیما رئیسی روی هر چی خوش قول و بد قولو سفید کرده من اگه نیم ساعت تاخیر دارم اون گاهی 1 ساعت بعد از پایان برنامه میرسه   واما خاطره:

حدود 3 ؛4 سال پیش با حامد جواد زاده یه برنامه داشتن به اسم واما ورزش و تو اون برنامه چیزی گفته که هر وقت پرسپولیسیارو میبینه شرمنده میشه حامد بهش یه چیزی میگه بگو اونم میگه گفته:سلطون پروین البته باید اینو خودش بگه چون منکه نمیتونم الان با نوشتن به شما بفهمونم که سعید سلطونو چه جوری گفته ولی شما یکم به ((س)) گفتن علی پروین دقت کنین یه چیزی بین س و ف و بعدش رضا آفتابی اومد بالا و جایزشو داد.

بنفشه رافعی از بین فاطمه صداقتی و آرزو جعفر پور برای بیشترین جیغ زده شده در برنامه های رادیو جوان انتخاب شد و روی سن اومد و زهره هاشمی ازش خواست خاطرشو به زبون اصفهانی تعریف کنه که اونم به زبونه اصفهونی گفت الان حسش نیست و ادامه داد که این 6 سال براش خاطرس و نمیتونه یکیشو انتخاب بکنه چون بعدا ممکنه پشیمون بشه و بگه کاش اونیکی رو میگفتم بعد ازش پرسیدن یهترین خاطرت با اعظم حبیبی چیه که گفت بهترین خاطره من با اعظم حبیبی وقتی رقم میخوره که از صحنه روزگار محو بشه جایزه بنفشه رافعی رو هم زهره هاشمی داد.

هیئت داوران با  تقدیر از مهران دوستی  از بین فرشید منافی ، رضا رشید پور ،  محمد رضا حسینیان  جایزه بیشترین خود شیفتگی  رو تفدیم کردن  به زهره هاشمی

نکته جالب اینجا بود که وقتی زهره هاشمی روی سن اومد و کمی حرف زد و لا به لای حرفاش اعتراف کرد نمیتونه مشهدی حرف بزنه از حامد جواد زاده پرسید امید زندگانی نمیاد؟و ثانیه ای بعد امید زندگانی  وارد سالن شد و سالن یکمی ترکید نه خیلی و زهره هاشمی خاطره خودشو از دورانی که با امید زندگانی و فرهنگ جولایی کار میکرده تعریف کرد: خیلی جدی داشته متن میخونده بعد دیده امید زندگانی پاهاشو داره میکوبه زمین و غش غش میخنده میپرسه چی شده یهش میگه که گفنی روز خوبی رو پشت رو داشته باشین و زهره هاشمی  اصرار که من همچین حرفی نزدم و آقای جولایی نوارو برمیگردونه عقب و شنیدن که زهره هاشمی  کاملا جدی میگه امید وارم شما عزیزان روز خوبی رو پشت رو داشته باشین!! دختر مریم واعظ پور نسیم رفیعی که مثله سیبی که از وسط قاچ کردی به مامانش شباهت داره مسئول دادن جایزه به زهره هاشمی بود.

هیئت داوران جایزه بیشترین برنامه مشارکتی فی سبیل الله را به دلیل عدم وصول طلبهای برنامه های مشارکتی تقدیم کردن به آرزو جفعز پور که توی سالن نبود چون پدرش فوت کرده بود و به جاش مهتاب خضرایی اومد روی سن  و خاطرشو تعریف کرد:توی برنامه ضبط شده تپق میزنه و تهیه کننده یادش میره که اون تپق رو ادیت کنه .خانم  خضرایی توی تاکسی بودن و رادیو روشن بوده و تپقه هم پخش میشه و راننده با یه لحنه خوشگلی میگه هه خانم تپق زد!!!  بنفشه رافعی مسئول دادن جایزه  بود.

رضا آفتابی روی سن اومد و حامد جواد زاده میکروفونو داد دسته سعید پور محمودی بهش میگفت به به آقای آفتابی چه چهره نورانی کرم روشن کننده زدین و در همین لحظه مهران دوستی وارد سالن شد و چند نفری دست و هورا کشیدن . خاطره رضا آفتابی خیلی جالب بود آخه اون به زبون گیلکی میگفت و سعید پور محمودی ترجمه میکرد .قضیه به هفته معلم توی برنامه پارازیت بر میگرده  قرار بود با یه معلم ارتباط داشته باشن که میسر نمیشه صادق داوری فر به رضا آفتابی میگه که خانومت که معلمه ما زنگ میزنیم به خانوم تو و این اتفاق می افته ولی لو نمیدن که همسر رضا آفتابی پشت خطه بعد از اون ور دخترش خاتون که پارسال 3 سالش بوده بغل تلفن هی میگفته مامان گوشی بده من با  با با حرف بزنم !!!   جایزه ویژه هیئت داورانو سعید پور محمودی تقدیم کرد و یه آنونس  به زبان رشتی پخش شد: اینجا تهرات است شبکه جوان صدای رادیو رشت با حضور سعید پور محمودی اهه اهه رضا آفتابی اهه اهه رضا سیگارودی اهه اهه نیما کرمی اهه اهه فرشید منافی اوی اهه اهه و بعد انفجار   فرشید منافی وارد سالن شد و رضا آفتابی کد 16 برنامه هفت ترانه رو اجرا کرد و بعد هم امید زندگانی روی سن اومد کلی ابراز خوشحالی کرد که بین رادیویی هاست و از شهرام گیل آبادی ؛ مهران دوستی و بقیه همکارانش تشکر کرد و گفت امیدوارم اینقدر عمر کنم بازم دوباره توی رادیو رام بدن و بگم که شاگرد عزیزانی حتی فرشید منافییم و فرشید گفت واااااااااااااااااااااای

امید لهم کردی امیدم گفت از وقتی از رادیو رفتم لودر خردیم  و فرشید بالا اومد و جایزه امیدو بهش داد و حالا نوبت رسید به فرشید خان منافی خودمون  :

نامزدهای دریافت جایزه بیشترین استفاده از دوستان در برنامه های زنده : فرزاد حسنی (سندس) رضا آفتابی (پارازیت) مهران دوستی (نشانی) آرزو جعفر پور (موج روز ) و هیئت داوران جایزه ویژه استفاده  از بیشترین دوست در برنامه های زنده را حضور بیش از 3 رفیق در برنامه صبح آمد تقدیم میکنه  به فرشید منافی  و دوباره سالن ترکید  فرشید میگفت بیشتر از 3تاس البته خیلیاش نهفتس شما نمیبینی میگفت خیلی دوست داشتم از ساعت 7 بیام و از اول برنامه اینجا باشم ولی خب میدونین دیگه آخره ساله و شب عیدو کلی کار ریخته سرمون ولی من اصلا کاری نداشتم تو خونه خواب بودم و فقط واسه اینکه کلاس بزارم دیر اومدم و هیچ دلیل دیگه ای نداشت و گفتم هشت و نیمه دیگه بهتر برم نیم ساعت مونده برنامه تموم بشه  کلاسم خیلی میره بالا  و  آما خاطره ها:

خاطره اول:برگشت به 18 تیر سال 85 که تیم ایران  رفته بود جام جهانی 2؛3 هفته فرشید همین طوری میگفته که اگه ایران تیم پرتغالو آنگولارو ببره میریزیم تو خیابون و شادی میکنیم ولی بعد از اینکه پرتغال ایرانو حذف کرد میگه خب این پرتغال که ایرانو حذف کرده حتما باید خیلی قوی باشه پس اگه پرتغال برد میریزیم تو خیابون که چنتا بازی بعد فرشید میبینه پرتغالم داره هی میبازه میگه آقا من اعصاب ندارم اصلا پرتغال رفت جام جهانی نرفت جام جهانی 18 تیر میریزیم تو خیابون که شهرام گیل آبادی 4 روز فرشیدو توبیخ کرده.

خاطره دومم حامد جی به یاد فرشید انداخت که روز تولدش براش کیکو پفیلا و چیپس اورده بودن فرشیدم واسه اینکه تبلیغ نشه میگه بله چس فیل اوردن بعدشم ادای رضا آفتابی رو وقتی داشت کد 16 هفت ترانه رو اجرا میکرد در آورد و جایزشم از دست رضا آفتابی گرفت.

فریدون محرابی روی سن اومد و خاطرش این بود که با یکی از دوستاش که پدرش لز قدیمیای رادیو بوده میره تست صدا میده  و دوستش رد میشه میره میشه طراح گریم تو سینما و فریدون گوینده میشه جایزشم از دست علی ضیا گرفت و فریدون میگفت که مطمئنه علی ضیا مثله فرشید از گوینده های خوب رادیو میشه بعد از اونم وحید جلیلوند وارد سالن شد و همه براش دست زدن .حالا نوبت رسید به دریافت جایزه بی حاشیه ترین گوینده در رادیو که به فرزاد حسنی تقدیم شد ولی در سالن نبود و نسیم رفیعی از مریم واعظ پور خولست بره روی سن و خاطرشو تعریف بکنه: مریم واعظ پور با وحید جلیلوند برنامه قبل از اذان ظهرو اجرا میکردن که نمایشی بوده و همیشه آخرش سره چایی خوردن دعواشون میشده یه روز آقای جلیلوند عصبی میرن پیش خانم واعظ پور و میگن فامیلم بهم گفته این مریم واعظ پور 25 سال بیشتر نداره اون وقت صدای تو مثه مرد 40 ؛50 سالس این مریم واعظ پور که میبین اینجوری نیست هم سنه مادربزرگه منه!!!! خانم سودبخشم که سرما خورده بودن جایزه خانم واعظ پورو تقدیم کردن .

فرشید منافی از امید زندگانی خواست قبل از اینکه بره یه دهن واسه جمع بخونه که امید خوند و بالاخره مهران دوستی روی سن اومد و ماشالللللللللللللللا کلی حرف زد  و در میان حرفاش به رفتن فرشید از رادیو اشاره کرد و گفت این کار یه خودکشی هنریه  و با فرشید از وقتی کوشولو بوده آشناس چون با پدرش توی مرکز صدا سیما رشت تیم فوتبال درست کرده بودن و فرشید میرفته اونجا باباشو تشویق میکرده! خاطرشون هم راجع به سفرشون با دکتر گیل آبادی و مهدی شاه رضایی همون مهدی پول دوست ! به زاهدان بود همون روزی که فرشید به جاش نشانیو اجرا کرد و مهدی زریباف اخراج شد  منتهی من کامل تعریف نمیکنم چون خیلی  طولانی بود  جایزه مهران دوستی توسط شهرام گیل آبادی اهدا شد و رضا رشید پور وارد سالن شد.

جایزه ویژه بیشترین عبور از خط قرمز ضمن تقدیر از فرشید منافی  اهدا شد به وحید جلیلوند و زیبا سلامرو اجرا کردن.

خاطره جالبی رو تعریف کرد راجع به سفری با شهرام گیل آبادی  و رضا بحر العلوم به مشهد بود که در آسانسور یه پسر بچه میبینن بعد شهرام گیل آبادی برای اینکه با بچه شوخی کنه  یه دونه میزنه پس گردن بچه بعد خب بچه تعجب میکنه و آقای گیل ابادی برای اینکه بفهمونه شوخی کرده تا طبقه 5 پسرو میزده  و وقتی میرسن بالا رضا بحر العلوم به بچه میگه برو برو فرار کن جایزه وحید جلیلوندم مهران دوستی بهش داد.

هیئت داوران جایزه بیشترین استفاده از کلمات برنامه من و لپتاپم  رو به رضا رشید پور تقدیم کردن و روی سن اومد  و حرفایی راجع به تلویزیون و رادیو زد .خاطرش اخراجش از تلویزیون بود سر یه برنامه که خواننده ای داشته شعر میخونده مدیر برنامه هم اونجا بوده و از شعر لذت میبرده رضا  میپرسه شما الان دارین خیلی حال میکنین ؟ مدیره میگه آره مگه شما حال نمیکنین؟ رضا میگه نه ! مدیره میگه پس شما با چی حال میکنین؟ رضا میگه با سیاوش قمیشی و همین حرف باعث اخراجش میشه و به رادیو میاد.جایزه رضا رشید پور رو وحید جلیلوند اهدا کرد.

هیئت داوران جایزه ویژه بیشترین عدم حضور در برنامه های تولیدی و زنده را برای عدم حضور در هیچکدام از برنامه ها ضمن تقدیر از حسن فتحی کارگردان میوه ممنوعه تقدیم میکند به نیما رئیسی  که فرشید گفت نیومده بابا الانم عدم حضور داره من قبل از اینکه وارد سالن بشم داشتم باهاش تلفنی حرف میزدم  بهش گفتم کجایی گفت من نیستم و کار دارمو نمیتونمو بالاخره یه جوری پیچوند !!! اما از یکی از کسانی که تا 5 ساله دیگه یا 3 ساله دیگه شایدم یه ساله دیگه به یکی از کوینده های خوب و بترکون رادیو جوون  تبدیل میشه میخوام   که بره روی سن علی ضیا روی سن رفت و جایزشم از دستای فرشید منافی گرفت و بعد هم ارتباط تلفنی با نیما کرمی از سر سفره عقد!!!که با حرفای فرشید خیلی بامزه شده بود و اما حرفای آخر فرشید که خیلی عالی بود:

من از وقتی دیپلم گرفتم وارد رادیو شدم با رادیو جوان زندگی کردم با رادیو جوان بزرگ شدم من و رادیو جوان بهم هویت دادیم و با هم بزرگ شدیم .رادیو جوان رو خیلی دوست دارم رادیو رو خیلی دوست دارم اما رادیو جوانو بیشتر از خود رادیو دوست دارم و شاید به نظر خیلیا رفتن من از رادیو یک خودکشی هنری بود و  خیلیا هم این حرفو میزنن مهران دوستیم که عادتشه تو برنامه زنده یا غیر زنده هرجا باشه با لاخره یه میخی سیخی چیزی فرو میکنه! اما حالا از بد روزگار و یا خوب روزگار می خوام حرفای رضا رشید پورو تکرار کنم  که به نوعی از تلویزیونیا حمایت کرد   اما بدونید که خانه همیشگی من رادیوس و من هیچوقت یک تلویزیونی نخواهم بود  و یه روزی دوباره به رادیو برمیگردم  اما به مهران دوستی میخوام بگم که خودکشی هنری بهتره از دیگر کشی هنریه  اینقدر دیگر کشی هنری نکن مرد مومن من دوست دارم و مهران دوستی جواب داد جوانی ؛ تجربه بیشتر کسب میکنی اجازه بده کسی که 27 سال در این زمینه تجربه داره پسر من .... قبل از اینکه تلویزیون بری باید چهرتو تو آیینه میدیدی  وتو یک مجری بازیگری  چرا رفتی جایی که بعد از یه مدت عذرتو بخوان و بعد از حاضرین خواست که برای برگشتن فرشید به رادیو اونو تشویق کنن که مثل هر بار که اسم فرشید میومد سالن ترکید و فرشید گفت که امیدواره که گیرهای مهران دوستی از روش برداشته بشه  و بعنوان حرف آخر دوستون دارم دوستون داریم قرررررررررربون همتون و رفت

آخرین نفری که روی سن اومد شهرام گیل آبادی  بود که خاطره سفری با فرشید به قشم و خاطره سفر با مهران دوستی  رو تعریف کرد و نسیم رفیعی هم خداحافظی مراسم رو بعهده گرفت  .

خلاصه اینکه جای همه اونایی که نیومدن به مراسم خالی بود و باید بگم نصف عمرشون مثه دسته چپه من فنا شد .

فکر کنم من عینه 2 ساعت برنامه رو تعریف کردم دستام دیگه حس نداره  فقط شما نظر یادتون نره!

منتظر عکساشم باشین!

قررررررررررررررربون همتون

 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 10:58 توسط نينا |

 

 

./ به نام او … !

 

سلام من برگشتم یهووووووووووووووووووووووو

 

سال1386 تا چند روزه دیگه مثه دود سیگار توی هوای آلوده تهران محو میشه و از بین میره با کلی خاطره

 

خوب و بد.از اونجایی که هرکی میاد توی این وبلاگ باید به سبک فرشید جوونی کنه من خاطره های خوب و

 

بد جوونی به سبک فرشید از آغاز 86 تا آخرو میگم :

فروردین86:خیلی خوب بود فرشید منافی هر روز البته تا ششم با برنامه بهامین که خودش میگفت اسمش

 

بهاره مهمونه رادیو جوان بود.

 فرشید و علی منافی

 

اردیبهشت 86: 27 رو یادتونه؟ پنجشنبه شب! فرشید منافی شیشه های شبو شکوند!

 شب شیشه ای

 

خرداد86 : 20 افتتاح این وبلاگ که تنها قصد و قرضش به وجود آوردن یه محیط برای اجتماع طرفدارای

 

خون گرم فرشید منافی دور هم بود !!!

21

 

 

تیر 86: 2 برگشت فرشید به رادیو بعد از 3 ماه با برنامه زیر آفتاب – 16 برگشتن دوباره فرشید به جوونی به

 

وقت فردا با سردبیری نرگس فتحی- گویندگی فرشید در برنامه از تو میپرسند – 30 شروع برنامه جوونی

 

آزاد- (بد نیست اینجا از 11 تیر سال 84 هم یاد کنیم که آغاز برنامه روی خط جوونیه!)

 

 11

مرداد 86 : 22 تولد فرشید منافی یادمه که فرشید توی برنامه جوونی آزاد می گفت هر سال تولدی کیکی

 

چیزی میگرفتین امسال چس فیل آوردین!

 

 

 

شهریور 86: 21 اتمام  جوونی آزاد هر چند موقت ولی آخرین اجرای رادیویی فرشید بود دیگه! این  قضیه

 

29 شهریور 1385 هم اتفاق افتاد با این تفاوت که فرشید بعدش یه هفته در جوونی به وقت فردا و بعدش تو

 

پارازیت اجرا داشت ولی این دفعه رفتش که رفتش وای رفتش که رفتش!

 

 

مهر 86: 22 اولین اجرای تلویزیونی فرشید در برنامه صبح آمد تو شبکه 3. خداییش فرشید از اون موقع تا

 

حالا خیلی پیشرفت کرده!

 

 

آبان 86: 8  انتخاب فرشید برای بازی توی فیلم خواب زمستانی

 

 

آذر 86:  26  بازی آخرین سکانس خواب زمستانی با حضور فرشید منافی و لادن مستوفی

 

 

دی 86: 20، 21 22، ،23 24  اجرای فرشید در برنامه آیین همدلی(با اجازه پردیس جون که این عکسو از تو وبش برداشتم)

 

 

بهمن 86: اکران فیلم خواب زمستانی در جشنواره فجر که من خودم 18 بهمن توی سینما آزادی دیدم جاتون

 

خالی- 20  نشست رسانه ای فیلم خواب زمستانی      

 

 

اسفند 86: 4 تماس تلفنی فرشید با برنامه ساعت 25 با حضور شهرام گیل آبادی!-

23اسفند شب خاطره صدا(پست بعدی وبلاگو از دست ندین چون یک گزارش کامل از همین مراسمه)

 

 

 

خیلیا فرشید منافیه رادیویی رو میشناسن و دوست دارن .عیده همشون مبارک.

 

 

 

اونایی که هر روز ساعت 7 به عشق دیدن فرشید توی صبح آمد از خواب بیدار میشین عیده شما هم مبارک!

 

 

یه تبریک ویژه هم به اونایی که مثه من فکر میکنن فرشید توی سینما موفق میشه عیده اونا هم مبارک

 

 

تو رو خدا لحظه سال تحویل منو فراموش نکنین و امیدوارم اوقاتی خوب و بیادماندنی در سال 87 (سال

 

موش) داشته باشین بای بای ما رفتیم

 

لازم به ذکر است که عکسا بیشتر از اینا بود ولی خب وبلاگه من که همین جوری قر میاد فکر چندتا عکس دیگم میزاشتم

در ضمن نظر فراموش نشه

 

قربون همتون

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 12:5 توسط نينا |

 

 

اطلاعات فیلم:«خواب زمستانی»

کارگردان:

سیامک شایقی

تهیه‌کننده:

سیامک شایقی

فیلمنامه:

اصغر عبدالهی، سیامک شایقی

مشاور فیلمنامه:

-

بازیگران:

فاطمه معتمدآریا، لادن مستوفی، پگاه آهنگرانی،فرشید منافی. شاهرخ فروتنیان، کوروش تهامی، عمار تفتی، مهدی میامی، آزیتا حاجیان

فیلمبردار:

داریوش عیاری

تدوین گر:

ژیلا ایپکچی

موسیقی:

سعید شهرام

چهره پرداز:

علیرضا باقربیگی

مدیر تولید:

حمید مولوی

صدابردار:

مازیار شیخ محبوبی

صداگذار:

مسعود بهنام